تبليغاتX
عشق

عشق

بی تو هیچم
عشق من
 

می دونی فاصله بین انگشتای دست واسه چیه؟ تا یکی بیاد و با دستاش اون فاصله رو پر کنه!!!

 

عشق يعني مستي و ديوانگي 
     عشق يعني با جهان بيگانگي
         عشق يعني شب نخفتن تا سحر
            
عشق يعني سجده با چشمان تر
                 
عشق يعني در جهان رسوا شدن
                     
عشق يعني اشک حسرت ريختن
                            
عشق يعني لحظه هاي التهاب
                                 عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
                                      
عشق يعني قطره و دريا شدن
                                             عشق يعني ديده بر در دوختن
                                                   عشق يعني در فراقش سوختن

|+|
نوشته شده توسط مجنون در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:11
نمی دونی تو

می دانی درد بی درمان چیست؟

دردیست که درمان ندارد

عشقیست که معشوق ندارد

بوستانیست که گل ندارد

گلیست که بلبل ندارد

بلبلیست که دل ندارد

دلیست که قرار ندارد

و سر انجام مطلبیست که پایان ندارد

 

 

بازي روزگار را نمي فهمم! من تو را دوست مي دارم. تو ديگري را..... ديگري مرا..... و همه ما تنهاييم

 

 

دوست داشتن همیشه گفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگاه

غریبه!!!

این درد مشترک ماست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکدیگر نگاه کنیم

 

 

|+|
نوشته شده توسط مجنون در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:10
بدترین درد

بدترین درد این است که    عشقت بمیره

بدترین درد این است که    به اونی که دوسش داری نرسی

بدترین درد این است که    عشقت بهت نارو بزنه

بدترین درد این است که    یکی رو دوست داشته باشی اون ندونه

----------------------------------------------------------------------

زیبا ترین کلمه عشق      پر احساس ترین کلمه محبت

پر معنی ترین کلمه نگاه    عالی ترین کلمه دوستی 

تلخ ترین کلمه جدایی     دردناک ترین کلمه خیانت

بدترین کلمه تمسخر    کثیف ترین کلمه ترحم

---------------------------------------------------------------------

زیبا ترین تصویری که در زندگیم دیدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود

زیبا ترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی تو بود

زیبا ترین احساسم بیان دوست داشتن تو بود

زیبا ترین انتظار زندگیم حسرت دیدار تو بود

زیبا ترین هدیه عمرم محبت تو بود

و زیبا ترین اعتراضم عشق تو بود

|+|
نوشته شده توسط مجنون در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:9
من و تو
دو خط موازی حتی با فاصله های اندک که میانشان باشد

هرگز به هم نمی رسند

من و تو حکایت همین دو خطیم

دو خط موازی

مگر اینکه یکی از آنها برای رسیدن به دیگری بشکند

|+|
نوشته شده توسط مجنون در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:8
نه نمی شه

همه می گن باید برای رسیدن به عشقت از تموم دنیا بگذری

ولی تو که تموم دنیای منی چطور ازت بگذرم؟؟؟

 

|+|
نوشته شده توسط مجنون در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:6
جات خیلی خالیه...

هیچ وقت آرزو نکن که توی دنیا جای کسی باشی

چون اونوقت جای خودت توی دنیا خیلی خالی می شه...

|+|
نوشته شده توسط مجنون در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:5
نصیحت

این جمله رو همیشه یادت باشه!

زندگی گل سرخی است که گلبرگهایش خیالی و خارهایش واقعی است

|+|
نوشته شده توسط مجنون در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:4
نرو بمون

 

 

« ♥ »   بـــــــــــــــــــــــــــــمون   « ♥ »

 

....    تو بگو سرد هوا منم می شم خورشید تو   ....

 

....    تو بگو که نا امیدی منم می شم امید تو   ....

 

....    تو بگو دلم گرفته از همه دو رنگیا    ....

 

....    مشکی می شم مظهر یه رنگی،واسه تو  ....

 

....    تو بگو خدا کنه بارون بیاد از آسمون   ....

 

....    به خدا التماس میکنم گریه کنه برای تو  ....

 

« ♥ »   نــــــــــــــــــرو  « ♥ »

 

 

 

 

 

....   اگه می دونی تو این دنیا کسی هست که با دید نش رنگ صورتت تغییر می کنه    ....

 

....    و صدای قلبت آبرو تو به تاراج می بره ؛ مهم نیست که مال تو باشه   ....

 

....    مهم اینکه فقط باشه ، زندگی کنه ، نفس بکشه و لذت ببره    ....

 

....    هر جا باشه خوشبخت باشه    ....

 

 

 

 

 

 

 

«  شاید یکی تو این شهر، زیر این آسمون ،برای اینکه بیای تو خوابش  »

 

«  هرشب به خدا ا لتماس میکنه  »

 

«  شاید یکی به محض دیدن تو دستش یخ می زنه و تپش قلبش  »

 

«  مرتب بیشتر می شه  »

 

«  مطمئن باش یکی شبها به خاطر تو، تو دریایی ازا شک می خوابه  »

 

«   ولی تو اونو نمی بینی عـزیز » 

 

«  اگه بدونی چقدر عاشقتم ، دوستت دارم  »

  

«  شاید هیچوقت.................... نمی دونم !  » 

 

 

 

 

 

 

 

 

....    یک روز دستت را در دستهای سردم لمس کردم    ....

 

....    آن روز گویی پایان تمام غمهایم بود    ....

 

 

 

 

 ♥=========♥

 

 

 

 

•   کسی آمد که حرف عشق و با ما زد، دل ترسوی ما هم دل به دریا زد  •

 

•   به یک دریای طوفانی دل ما رفته میهمانی ،چه دوره ساحلش   • 

 

•   از دور پیدا نیست ،یه عمری راهه ودر قدرت ما نیست   •

 

•   باید پارو نزد ،وا داد باید دل رو به دریا داد ،خودش می بردت هر جا   •

 

•   دلش خوا ست ،به هر جا برد بدون سا حل همون جاست   •

 

•   به امیدی که سا حل داره این دریا ،به امیدی که آروم می شه تا فردا   •

 

•   به امیدی که این دریا فقـط شاماهی داره   •

 

•   به عـشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره   •

 

•   دل ما رفته میهمانی به یک دریای طوفانی   •

 

|+|
نوشته شده توسط مجنون در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:3
می میرم برات

هر شب وقتی تنها می شم حس می کنم پیش منی

دوباره گریه ام می گیره انگار تو آغوش منی

روم نمی شه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه

با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه

بارون می باره با تو رو دوباره پیشم می بینم

اشک تو چشمام حلقه می شه دوباره تنها می شینم

قول بده وقتی تنها می شم بازم بیای سراغ من

شبای جمعه که می شه بیا سر مزار من

دوباره یاد تو شد زمزمه نبودنم

ببین که عاقبت چی شد  قصه با تو بودنم

تاج سر مزار من نشونی از نبودنت

دستای نا مردا بشکنه چرا ازم ربودنت؟

به زیر خاکم هنوز نرفتی از خیال من

غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم

غبار لحظه ها سپرد من و به باد رفتنم

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم

رو سنگ قبرم بنویس تنها ترین تنها منم

 

 

 

....   می میرم بـــــــــــرات   ....

 

....   عا شقم هنـــــــــوز   ....

 

....   نمی خواستی که بسوزی و بسازی به ساز دلم   ....

 

....   گفتی من میـــــــــــــرم   ....

 

....   تو می خواستی بری تا فرداها برو خوشکلم   ....

 

....   برو که راهی نیست تا فرداها برو خوشکلم   ....

 

....   سفرت بخیــــــــــــر  ....

 

....   اگه میری از اینجا تک و تنها تا یه شهر دور  ....

 

....   برو که رفتن بدون ما میرسن به یه دنیا نور  ....

 

....   سفرت بخیــــــــــر  ....

 

....   برو گر شکستی ز من می تونی دوباره بساز  ....

 

....   از دلی شکسته نا امید و خسته تو باز برو  ....

 

....   نمی خوام بیــــــــــــام   ....

 

....   نمی خوام میون تاریکی من تو حروم بشی   ....

 

....   نمی خـــــــــوام ازت   ....

 

....   نمی خوام مثل یه شمع بسوزی برام تا تموم بشی   ....

 

....   برو تا بزرگی می خوام که فقط آرزوم بشی   ....

 

....   آرزوم بشـــــــــــــــی   ....

 

 

|+|
نوشته شده توسط مجنون در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:2
دل کندن از دنیا

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهائیست

ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشائیست !

مرا در اوج می خواهی تماشا کن تماشا کن

دروغین بودم از دیروز مرا امروز تو حاشا کن !

در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما

همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها

فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم

دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم

گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم ؟

رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند

همه خود درد من بودند گمان کردم که همدردند !

شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند

به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند

گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم

به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم ؟

««   یادته من وتو داشتیم ساده زندگی می کردیم   »»

 

««      از همین چشمای شفاف رفع تشنگی می کردیم     »»

 

««           یه دفعه یه مهمون اومد عقلمو یه جوری دزدید         »»

 

««         دل تو به روش نیاورد از همون دقیقه فهمید       »»

 

««      اولش فکر نمی کردم، که دلم رو برده باشه     »»

 

««   یا دلم گول چشای روشنش رو خورده باشه   »»

  

 

 

««   امّا نه، گذشت و دیدم دل من دیوونه تر شد   »»

 

««        به تو گفتم و دلت از غصّه من با خبر شد       »»

 

««          اولش گفتم یه حس یا یه احترام سادست            »»

 

««            ولی بعد دیدم که عشقه آخه اندازش زیاده               »»

 

««         تو بازم طاقت اوردی مثل پونه ها تو پائیز     »»

 

««    سرنوشت تو سفیده، ماجرای من غم انگیز   »»

 

|+|
نوشته شده توسط مجنون در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:1